۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۴, سه‌شنبه

سوتی های بی بی سی فارسی تمامی ندارد !

همان طور که از تصویر بر می اید عنوان خبر در مورد گفت و گوی بوداییان شرقی با صوفیان ایران میباشد که خبری بسیار جالب میباشد اما شرح خبر در مورد صدور حکم برای یک شهروند ایرانی آمریکایی است که در دادگاه امریکا مجرم شناخته شده است،

این شبکه با بودجه ۲۳٫۴ میلیون دلاری وزارت امور خارجه و مشترک المنافع بریتانیا اداره می‌شود , ده ها تن در سه بخش رادیویی ، تلوزیون و اینترنتی این شبکه فعالیت میکنند.با این وجود اشکالات املایی انشایی و لپی مانند این نمونه به وفور در این شبکه یافت میشود.البته اگر همین وبلاگ بنده حقیر را چند صفحه ورق بزنید چندین و چند اشکال پیدا خواهید کرد اما انتظاری که از یک خبر قدیمی میرود بسیار بیش از این است،هم در ویرایش نوشته ها و هم جهت گیری ها.اساسأ وظیفه یک خبر گزاری بیطرفی در خبر است که عدم رعایت این اصل به وفور در خبر ها و گزارشات این خبر گزاری دیده میشود!!

۱۳۹۲ فروردین ۱۵, پنجشنبه

وعده های سر خرمن کاندیداها !





این کاریکاتور رو دست کم نگیرید ، خیلی مسائل درش نهفته هست ... شکل تریبون رو نگاه کنید ... به شکل صندق رأی گیری درست شده.


این کاریکاتور هم بسیار با معنی هست،دادن وعده های پوچ و تو خالی .رنگ متفاوت میان عامه مردم و کاندیدا را توجه کنید.نارضایتی چهره ی مردم در این کاریکاتور اتفاقی نیست ... آنها با اینکه میدانند وعده ها پوچ و تو خالی است در صف ایستاده اند ...

1.اثر جواد طریقی اکبرپور 
2.اثر  سجاد جعفری

۱۳۹۲ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

چرا ملت ایران در برابر غارتگری ها و دزدی های کلان خامنه ای و فرزندانش ساکت نشسته است؟!

چنانچه اعتراض و انتقاد در جامعه نباشد، آن جامعه مانند کشورما به هم ریخته و به گند و فساد کشیده می شود. انتقاد و یادآوری اشتباهات و کجروی ها حتی در محیط کوچک خانواده و یا یک اداره نیز ضروری است و بدون آن دیکتاتوری و خودکامگی  بر آن سایه می افکند. هنگامی که مرد تنها بنا به میل و اراده خود تصمیم می گیرد و زن و فرزندان خود را در برنامه ها شرکت نمی دهد، پیامد آن دیکتاتوری و خودکامگی است که بر همه ارکان آن خانه و خانواده استوار و پایدار می شود.  اینجاست که مردان توانستنه اند زنان را به کنار زده بر خانواده و حتی جامعه خود سوار شوند و روش زن ستیزی را در جامعه پیاده کنند.
آخوند یعنی سرچشه جنایت و غارتگری. ملت ایران تاکی می خواهند همچنان در خواب بمانند و به آخوند سواری دهند؟!.
آخوند یعنی سرچشه جنایت و غارتگری. ملت ایران تاکی می خواهند همچنان در خواب بمانند و به آخوند سواری دهند؟!.

چرا آخوند بر سرنوشت ما سوار شد؟

همان گونه که می دانیم آخوند از کم مایه ترین و ناچیز ترین عضو جامعه ما به شمار می آمد. دلیل آنهم منطقی می آمد زیرا آخوندها از نظر پوشش چون ریش و عمامه، نعلین و عبا، روش راه رفتن و حرف زدن به هیچ گروه از ملت ایران شباهتی ندارند، و سواد و دانش آنان در حد دانش آموزان ابتدایی است. روح خودکامگی، خودخواهی، زن ستیزی، وطن فروشی و بیگانه پرستی و نادیده گرفتن آداب و رسوم و فرهنگ و تاریخ کشورمان در رفتار، گفتار، و کردار آنان موج می زند. بنابراین، توسل و اعتماد کردن به آخوند و بی تفاوت بودن در برابر جنایت و غارتگری های آنان از کوتاهی و نادانی ما ملت ایران به شمار می رود و هرچند بیشتر این گروه جنایتکار و غارتگر بر سر کار و قدرت بمانند، به همان اندازه کشورمان فروکش کرده و از جامعه  و تمدن جهانی دورتر و دورتر می شود.
این است آوارگی ، دربه دری و فرار میلیون ها ایرانی از شر اژدها و مارهایی بنام آخوند که بر مملکت ما مستولی شده ، نسل ها را به باد داده، و کشور را به کلی ویران و نابوده کرده است.
این است آوارگی ، دربه دری و فرار میلیون ها ایرانی از شر اژدها و مارهایی بنام آخوند که بر مملکت ما مستولی شده ، نسل ها را به باد داده، و کشور را به کلی ویران و نابوده کرده است.

گفته یک سیاستمدار غربی

یکی از زمامداران کشورهای اسکانددینیاوی به تازگی گفته است:”اگر می بینید کشوری مانند افغانستان ( والبته ایران)، این چنین عقب مانده و روز به روز بدتر می شود علت آن را در نیرو و عوامل خارجی جستجو نکنید بلکه عامل اصلی را بی عرضگی، نادانی، و بی تفاوتی مردم آن بدانید”. بی گمان، ما ملت ایران که به عنوان “ملت نجیب و مهربان” نام گرفته ایم در طول تاریخ در برابردشمنان و بیگانگان بی عرضه و ناتوان بوده ایم که همواره پشت خود را برای سواری گرفتن مانند اسبان که حیوانات نجیب و تسلیمند در اختیار دیگران گذاشته ایم. کاری که در تاریخ کنونی ایران از ۳۶ سال پیش آغاز شده و آخوند بی فرهنگ و فرومایه بر جان، مال، و ناموس ما سوار شده و همچنان مانند اسب و یا خران بار بردار از ما کار و بیگاری می کشد.
سرتاسر ایران را آخوندهای مفتخور بی غیرت و ضد ایرانی فراگرفته که بوی گند آنان جامعه را به لجن کشیده است. این یک گله و نمونه ای از این مراکز فساد در کشور ایرانند که همه ما را به گند و کثافت کشانده اند. به راستی باید گفت مرگ بر آخوند و زنده باد ایرانیان میهن پرست و انساندوست.
سرتاسر ایران را آخوندهای مفتخور بی غیرت و ضد ایرانی فراگرفته که بوی گند آنان جامعه را به لجن کشیده است. این یک گله و نمونه ای از این مراکز فساد در کشور ایرانند که همه ما را به گند و کثافت کشانده اند. به راستی باید گفت مرگ بر آخوند و زنده باد ایرانیان میهن پرست و انساندوست.

شرکت در جنایات رژیم

رژیم ولایت فقیه از ۳۶ سال پیش تا کنون همواره در گوشه و کنار کشورمان به جنایتی دست زده و بیگناهی را به کام مرگ کشانده است. زندان های بیشمار رژیم اسلامی نیز پرو سرشار از میهن پرستان، دگراندیشان، و بیگناهانی است که یک روز هم نگاه داشتن آنان بند و زندان، نه تنها ظلم و ستم بیرویه به آن فرد به شمار می آید، بلکه توهین به بشریت است. اما سکوت و بی تفاوتی ما ملت ایران، ما را در همه آن جنایات شریک و سهیم کرده است.
این خریت ملت است، یا مزدوری، فرومایگی و نوکری و دریوزگی در پیشگاه آخوند؟؟!!.
این خریت ملت است، یا مزدوری، فرومایگی و نوکری و دریوزگی در پیشگاه آخوند؟؟!!.
اگر عضوی از خانواده ما مورد ظلم و ستم قرار گیرد، آیا مابر جای خود میمانیم و یابه اعتراض ودفاع از آن عضو خانواده بلند می شویم؟!. بدیهی است هرکدام از اعضاء دیگر خانواده آنچه در توان دارد به کار می برد تا از حقوق پایمال شده آن عضو خانواده دفاع کند. حال، مگر فردی که به خواسته رژیم ضد مردمی اسلامی دستگیر و زندانی شده، مورد شکنجه و تجاوز قرار می گیرد، به شخصیت و انسانیت او توهین شده و یا در گوشه زندان حلق آویز می شود عضو جامعه بزرگ و اجتماع ما نیست، پس چرا در برابر آنهمه ظلم و ستم و جنایت در باره او ما ساکت نشسته ایم و چرا آنقدر ما ملت درمانده و بی خاصیت و خودپرستیم!؟.
در این جا به عنوان نمونه ثروت های دزدیده شده سه تن از جنایت کاران رژیم را نشان می دهد. باید توجه داشت که تک تک افراد این رژیم اعم از آخوند، پاسدار، بسیجی، نمایندگان مجلس آخوندها و سازمان های زیر فرمان خامنه ای و فرزند ابر جنایتکارش مجتبی، هرکدام دزدی های کلانی کرده اند که لیست همه آنها موجود است. آیا جوانان ما اندکی غیرت و تعصب ملی دارند که رژیم دزد و غارتگر را از دستبرد بیشتر به سرمایه ملی بازدارند؟.
در این جا به عنوان نمونه ثروت های دزدیده شده سه تن از جنایت کاران رژیم را نشان می دهد. باید توجه داشت که تک تک افراد این رژیم اعم از آخوند، پاسدار، بسیجی، نمایندگان مجلس آخوندها و سازمان های زیر فرمان خامنه ای و فرزند ابر جنایتکارش مجتبی، هرکدام دزدی های کلانی کرده اند که لیست همه آنها موجود است. آیا جوانان ما اندکی غیرت و تعصب ملی دارند که رژیم دزد و غارتگر را از دستبرد بیشتر به سرمایه ملی بازدارند؟.

چه کسانی در این زمان قابل انتقادند؟

مسئولیت جامعه امروز و فردای ایران بر عهده جوانان است. زیرا از افراد سالمند و بازنشسته که دارای نیروی تن و روان اندکند نمی توان انتظار مبارزه و روبرویی با رژیم آدمخوار اسلامی را داشت. آنان می توانند تا اندازه ای راهنمای فکری جوانان باشند ولی این جوانانند که می توانند و باید سرنوشت کشور رادر دست خود گیرند.
امروزه با وجود اینترنت، تلویزیون و رادیو های بین المللی، فاکس، تلگراف، تلفن، رفت و آمدها میان کشورهای گوناگون جهان، بیشتر جوانان در هرگوشه ایران در جریان وضع سیاسی ایران و کشورهای دیگر قرار می گیرند و می توانند آگاهانه رژیم غیر انسانی اسلامی را از اسب قدرت به زیر کشیده و ما بیش از این شاهد جنایات گسترده رژیم و فروپاشی میهنمان نباشیم.
اینها بیشتر از جوانان ایرانند. به جای آن که برای نجات خود و کشورمان در برابر آخوندهای جنایتکار بایستند و مبارزه کنند، در مکتب آخوند گوسفند وار نشسته اند و شستشوی مغزی می شوند. آنان به زودی پس از چند جلسه شستشوی مغزی به جان و ناموس میهن افتاده و از هیچ ظلم و ستم و حتی جنایتی فروگزار نمی باشند.
اینها بیشتر از جوانان ایرانند. به جای آن که برای نجات خود و کشورمان در برابر آخوندهای جنایتکار بایستند و مبارزه کنند، در مکتب آخوند گوسفند وار نشسته اند و شستشوی مغزی می شوند. آنان به زودی پس از چند جلسه شستشوی مغزی به جان و ناموس میهن افتاده و از هیچ ظلم و ستم و حتی جنایتی فروگزار نمی باشند.

چگونه می توان اعتراض کرد؟

برخاستن و اعتراض به رژیم ضد مردمی و بیگانه پرست وظیفه وجدانی، انسانی و میهن پرستی هرفرد ایرانی است. این اعتراض می تواند به صورت عام و همگانی مانند خیزش سال ۱۳۸۸ شود و یا به شکل اعتراض، و اعتصابات گروهی، و یا اعتراض منفی.  مشروط بر آن که سرنوشت آن به طورکلی به دست دو نفر معلوم الحالی چون میر حسین موسوی و کهروبی از وابستگان و طرفداران خمینی جلاد داده نشود. کسانی که مأموریتی سوای فروکش کردن  و خاموش نمودن صدای مردم ایران نداشتند و انقلاب مردمی را به لجن کشیدند.
به راستی جامعه ما بیمار روانی است و این بیماری تازمانی که وجود نحس آخوند در کشور بر نیافتاده همچنان ادامه دارد و علاج ناپذیر است.
به راستی جامعه ما بیمار روانی است و این بیماری تازمانی که وجود نحس آخوند در کشور بر نیافتاده همچنان ادامه دارد و علاج ناپذیر است.
در سه دهه گذشته بارها، بارها اعتراضات و خیزش هایی از سوی گروهی از مردم در شهری و گوشه و کناری از کشورمان مانند سنندج، شیراز، و اصفهان صورت گرفته ولیکن به دلیل حمایت و پشتیبانی نکردن طبقات گوناگون در شهر ها و استان های دیگر، آن خیزش به سردی و خاموشی گراییده، و رژیم ضد مردمی توانسته به آسانی صداها را در گلو خفه کند و برای عبرت همگان، عده ای بیگناه و میهن پرست را به کام مرگ فرستد.

نکته پایانی:

هنگامی که رژیم به خواسته و دستور مجتبی فرزند جنایتکار خامنه ای بسیجی ها را وادار به اسید پاشی بر زنان و دختران اصفهان کرد، مردم اصفهان و گروهی در چند شهر دیگر ایران به عنوان اعتراض به پا خواستند و اعتراض کردند ولیکن مردم دیگر ایران که خود را نسبت به این هم میهنان اصفهانی بیگانه می دیدند و آنان را عضو جامعه خود به شمار نمی آوردند، اعتراض وخیزش مردم اصفهان را همراهی نکردند. در نتیجه این اعتراض کوچک محلی به خاموشی گرایید و رژیم با تجربه ۳۵ سال جنایت پیشگی آن اعتراض را هم پشت سر گذاشت.
با چند آخوند و آخوند زاده دزد و غارتگر از صدها آخوند و آخوند زاده دزد و جنایتکار چسبیده و بند به ولایت وقیح آشنا شوید.
با چند آخوند و آخوند زاده دزد و غارتگر از صدها آخوند و آخوند زاده دزد و جنایتکار چسبیده و بند به ولایت وقیح آشنا شوید.
تا زمانی که ما ملت ایران در برابر بیگانگان و دشمنانی چون آخوند و یا هر متجاوز دیگر اتحاد و همبستگی نداشته باشیم و از حقوق و خواسته های همدیگر دفاع نکنیم، ضربه پذیر بوده و زیر ظلم و ستم دیگران قرار می گیریم. ظلم و ستمی که از ۱۴۰۰ سال پیش بر ما وارد شده و همچنان زیر بار آنهمه تجاوز و تازی پرستی کمر خم کرده ایم. بنابراین، هر اتفاق ناجور و ناخواسته ای در یک گوشه و کنار ایران بیافتد و مردم آن ناحیه به ستوه آمده به اعتراض بلند شوند، وظیفه انسانی و میهنی هرکدام از ما در هر نقطه دیگر ایران آنست که به پا خیزیم و از آن جنبش همراهی کنیم.
خود، ناموس، وطن، شرافت، و هستی اتان را فدای آخوند کنید و به ساز او برقصید تا ذر آخرت حوری ها و فرشته های هر جایی را در آغوش کشید.
 

۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه

٢١ خرداد ، فرصتی برای اتحاد ، نه اختلاف !





عزیزان ٢١ خرداد فرصتی است برای اینکه به حکومت فهماند که جنبش های مردمی هنوز زنده اند. فراخوان دهندگان به این حرکت اعتراضی از داخل ایران هستند، به همین دلیل منتشر شدن نام و هویت واقعیشان امکان پذیر نیست . هم میهنان خارج از ایران به دلیل دسترسی بهتر به رسانه ها ، وظیفه خبر رسانی را ایفا کرده است.بسیاری از هموطنان چه در میهن و چه دور از وطن از فراخوان پشتیبانی کرده‌اند و حامی این فراخوان اعتراضی هستند.بیست و یکم خرداد حرکت ملی و فراجناحی است و وابستگی به هیچ گروه و حزب سیاسی ندارد، هر گروه و هر فردی می‌تواند حمایت کند.به طور قطع این حرکت میتواند اولین گام  برای  اتحاد میان ما باشد.دوستانی که با این حرکت موافق نیستند و  همراهی نمیکنند  لطفا کل حرکت را زیر سوال نبرند و علیه ان تبلیغ نکنند . ٢١ خرداد میتواند کم هزینه ترین و در عین حال موثر ترین و بزرگترین حرکت اعتراضی ٢ سال اخیر علیه حکومت باشد و در پس ان حرکت های بیشتر ... 
یادمون نره که 4 سال پيش اين روزها ندا زنده بود ..

۱۳۹۱ آبان ۱۵, دوشنبه

بازداشت پنج تن از نوکیشان مسیحی در شرق تهران !

 


پنج تن دیگر از هموطنان نوکیش مسیحی در مراسم کریسمس امسال در یکی از کلیساهای خانگی شرق استان تهران بازداشت شدند. اِعمال محدودیت، فشار و آزار نوکیشان مسیحی در ایران همچنان ادامه دارد.
 روز سه شنبه سوم دی ماه – در آستانه مراسم کریسمس، ماموران امنیتی با هجوم به منزل مهندس حسینی، اقدام به بازداشت وی و چند تن از نوکیشان مسیحی به نامهای احمد بازیار، فائقه نصرالهی، مستانه رستگاری و همچنین امیرحسین نعمت اللهی نمودند.
گزارش‌ها می‌گوید: این افراد برای دعا و نیایش و مراسم کریسمس، تولد عیسی مسیح در آن محل حاضر شده بودند

بر اساس این گزارش، ماموران لباس شخصی مجهز به بیسیم و سلاح کمری، ضمن اهانت و بازرسی افراد حاضر در آن محل، همزمان به تفتیش منزل مذکور پرداخته و کتب و سی دی‌ها و لب تاپ‌های آنان را ضبط کردند. همچنین دستگاه ریسیور ماهواره منزل را نیز همراه با وسایل مذکور انتقال دادند.
ماموران امنیتی همچنین به بازرسی منزل یکی از همسایگان مهندس حسینی که در حال رویت هجوم و اقدامات ماموران بود، پرداخته و ضمن اهانت و ضرب و شتم پدر آن خانواده، آنان را تهدید به سکوت کردند.
هنوز از محل بازداشت و وضعیت این بازداشت شدگان مسیحی خبری منتشر نشده است.
همه ساله با فرارسیدن ایام کریسمس ضمن کنترل و نظارت بر کلیسا‌ها و اعضا و ایمانداران مسیحی فشار و تهدیدهای خود را به شدت افزایش می‌دهد. در این ایام همچنین بسیاری از نوکیشان مسیحی مورد آزار و فشار و تهدید و بازداشت واقع می‌شوند، که از جمله می‌توان به اقدام هماهنگ و بازداشت جمعی از نوکیشان مسیحی ساکن تهران طی سالهای گذشته اشاره کرد. 



۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

اعلام برنامه های خامنه ای برای فقر و فلاکت بیشتر در چند سال آینده!

اقتصاد دستوری و آیین نامه ای

یکی از مشکلات بزرگ مدیریتی اقتصاد ایران دستوری بودن آن است. علم اقتصاد دارای قوانین علت و معلول است و می توان برای هر پدیده ی اقتصادی علت وقوع آن را جستجو نمود . بعنوان مثال رکود نشان از کاهش توان خرید مردم و همچنین کاهش بازارهای صادراتی به بیرون است. کاهش توان خرید مردم بعلت کاهش ارزش پول ملی و  رقابتی نبودن قسمتهای دولتی اقتصاد  و عوامل بسیار دیگر نظیر بیکاری و ورشکستگی بنگاههای اقتصادی است.
اقتصاد یک علم است و بدنه ی اقتصادی کشور همانند یک بدن جاندار زنده است و از قوانین اقتصادی تبعیت می کند. همانطور که بدن جانداران از قوانین زیست شناسی و شیمی نبعیت می کند.اگر خامنه ای توانست با دستوری  و ابلاغی مانع از بیماری در بدن انسانها شود، قادر خواهد بود که با ابلاغ و دستور کاری در اقتصاد ایران بکند!
اگر بخواهیم لیستی از  بیمارهای اقتصاد ایران بنویسیم این فهرست بسیار طولانی خواهد شد و شرح آنها نیز چندین کتاب می گردد. اما به هر حال چند تا  از مشکلات دانه درشت اقتصاد ایران را نام می بریم.
(گندی که رژیم ملایان بی وطن به اقتصاد ایران زدند بی سابقه است و روی شاهان قاجار را سفید کرد! جمعیت ایران از 1358 تنها دو برابر شده و در آمد نفت چهار برابر... ولی اوضاع مملکت بجایی رسیده و چنان شکافی در طبقات اجتماع ایجاد شده که دیگر امیدی به ایجاد طبقه متوسط نیست... رویای خانه دار شدن هرگز در خواب یک کارمند نیست و کارمندان باید این را به گور ببرند!)
بدبختی ملت ایران یکی دو تا نیست. آقای رهبر برای توسعه کشور دوباره برنامه داده است. یکی نیست بگوید تو اگر حرف نزنی می گویند لالی؟!  مگر در پنج برنامه پیشین چه گلی به اقتصاد زدی که این دفعه می زنی؟ اصلاً مگر علم اقتصاد از دستورات ملوکانه شما اطاعت می کند که برای اقتصاد  و توسعه دستور می دهی؟!

فهرستی از مشکلات اقتصاد ایران

۱) نبودن  امنیت سرمایه گذاری و مالکیت خارجی و داخلی .
۲)  نبود صنعت توریسم با توجه به منابع فراوان طبیعی و تاریخی.
۳) فساد اداری در بنگاههای اقتصادی و نظارتی.
۴)حفظ نکردن ، عدم بازسازی و در رقابت نماندن صنایع موجود.
۵) فضای بسته اقتصادی و نبود رقابت.
۶) تمرکز و تبعیض در هرم سرمایه، بطوریکه بیشتر ثروت در چند نقطه تمرکز  یافته است.
۷) بی توجهی به بازارهای جهانی و تولید کالاهای بی کیفیت.
۸) بی هدف بودن صنایع و کشاورزی بصورت پایمال شدن منابع بازگشت ناپذیر کشور.
۹) ورشکستگی بانک مرکزی و تزریق مداوم ارز جهت حفظ تعادل در ارزش پول ملی.
۱۰) کسری بودجه سالانه و ایجاد مداوم تورم بدلیل تزریق نقدینگی بی مورد به جای نادرست.
۱۱) نبود راه از  نقدینگیها بسوی تولید و  مشکل خروج عمده ی در آمد ارزی از کشور.
۱۲) دادگستری ضعیف و عدم برخورد با مفاسد و جرایم اقتصادی کوچک و بزرگ.
۱۳) دخالت ارکان اصلی قدرت و نظامیها  در بازار و اقتصاد و افزایش اقتصاد دولتی  زیر پوستی.
۱۴) قاچاق کالا و پولشویی وسیع تا حد یک سوم تولید ناخالص ملی!
۱۵) خرید و فروش وام و تسهیلات  بانکی توسط کارکنان بانکها و عدم نظارت بر بازگشت  آن.
۱۶)  وجود انواع تبصره و بند در قانون برای قانون گریزی و سوء استفاده های مختلف.
(مشکلات اقتصادی ، فساد و تباهی، روانی شدن و خشونت را بدنبال دارد. کسی نیست که تایید نکند ،امروز مردم ایران از گذشته بسیار عصبانی تر و روانی شده اند)
فساد و فقر و تباهی اجتماع بدست ملایان جنایتکار شدت گرفت. همان کسانی که می گفتند :« اقتصاد مال خر است ، ما برای اقتصاد انقلاب نکردیم… ما برای اسلام انقلاب کردیم!»  کاری به درستی سخن نویسنده روی این اسکناس نداریم، اما آیا حقیقت فقر و بیکاری و فشار اقتصاد بر مردم غیر از این است؟  زمانی پرستاران کره ای به ایران می آمدند برای کار… امروز ما کجا هستیم و کره کجا ؟  البته  زمان ظهور آقا ما از کره جلو خواهیم زد!
فهرست بالا مجملی از چند هزار صفحه است و اقتصاد ایران بسان مرده ایست که گاهی ناله می کند و گمان می بریم که زنده است. بیشتر این مشکلات حاصل سالها فساد و ضعف مدیریت سران جمهری اسلامی است. مشکلات اقتصادی ، علاوه بر فشار آوردن به جان و روان مردم ایران ، طبیعت و  موجودیت کل ایران را به خطر انداخته است.

اقتصاد  مقاومتی و فریب مردم

این شعاری که خامنه ای برای اقتصاد مقاومتی می دهد توخالی و دروغ محض است. چرا که روشهای اقتصاد مقاومتی سالهاست در ایران اجرا می شود. دولت سالهاست که نوع عرضه و تقاضا را مدیریت می نماید و سالهاست نظامیان را وارد چرخه داد و ستد کرده است و مردم به بیننده ی کارهای دولت بدل گشته اند و از چرخه اقتصاد خارجند.
سالهاست که بودجه بدون درآمد کافی بسته می شود و این باعث تورم شدید و درماندگی مردم شده است. بهای پول ملی ایران به کمتر از دانه های شن رسیده است و در سال گذشته بعد از اتیوپی بالاترین نرخ تورم را داشته ایم. خامنه ای یک دروغگوی بی وجدان بیش نیست، چرا که این اقتصاد مقاومتی که او از آن دم می زند سالهاست اجرا شده است و ملت را به فلاکت و بدبختی رسانیده است. این شعار اقتصاد مقاومتی ، چیزی بجز فریب مردم بخصوص قشر طرفدار خامنه ای برای سکوت در برابر وضعیت بحرانی اقتصاد ، نیست.
بطور خلاصه؛ خامنه ای می گوید : دم نزنید و مقاومت کنید. این در حالیست که ایران می توانست یکی از ثروتمند ترین و موفقترین اقتصادهای منطقه باشد. چیزی که واقع نشد و امروز اندازه اقتصاد ایران نسبت به جهان ۶ هزارم است ! یعنی ایران  تنها ۱/۱۶۶ از اقتصاد جهان است و بطور خلاصه سهمی ندارد! چهارمین کشور از نظر منابع ، عملاً وجودی در جهان ندارد!
تا چنین گله های آخوند مفتخور و بی غیرت وبال گردن مردم ایرانند، نه بیکاری، فقر، تنگدستی، سرگردانی و بی برنامگی از بین می رود و نه چوب های اعدام بر چیده می شود. اگر بخواهیم کشوری آباد، سربلند، و ثروتمند داشته باشیم، ریشه بیکاری، اعتیاد، و فحشاء برکنده شود، باید ریشه آخوند مفتخور و جنایتکار را از روی ایران برداریم وگرنه اقتصاد همچنان مال خر خواهد بود و آخوند سوار می ماند و پیاده نمی شود.
بیش از ۳۰۰ هزار آخوند مفت خور و  عقب افتاده در ایران است که کاری بجز ترویج خرافت و فریب مردم ندارند. اینها  مدیران واقعی ایرانند و مثالشان درباره رهبری جامعه توسط پیامبران همواره چوپانی موسی بوده است. می گویند خداوند موسی را  چوپان کرد که بعدها بتواند رهبری مردم را به عهده بگیرد!  سالی هزار میلیارد تومان هزینه تحصیل اینها در حوزه هاست.  البته خودشان ممکن است بسیار بیشتر از منابع دیگر بدزدند و ببرند!

برنامه های توسعه ، شکست یا فریب؟

از دوره رفسنجانی برنامه های پنج ساله ای برای توسعه کشور در نظر گرفته شد. همچنین  دفتر خامنه ای برنامه ای بیست ساله را بنام ایران ۱۴۰۰ ارائه داد. قرار بود که مطابق این برنامه ها ایران به بزرگترین قدرت اقتصاد و علمی منطقه بدل گردد. شعاری بودن و دستوری بودن این برنامه ها چنان بود که هرگز حتی به نیمی از اهداف خود نرسیدند.در دوره احمدی نژاد برنامه چهارم و پنجم توسعه بکلی اجرا نشد و حتی به یک دهم اهدافش هم نرسید. این وضعیت مجلس را بر آن داشت که اجرای برنامه توسعه ششم را به وقت دیگری موکول کند و عملاً برنامه های توسعه اقتصادی شکست خوردند. همچنین با توجه به اینکه تنها ده سال به سال ۱۴۰۴ باقیست بنظر می رسد برنامه ی ایران ۱۴۰۰ هم از همین الان شکست خورده است. چیزی که در این برنامه ها بخوبی به چشم می خورد تکرار مکررات است. یعنی هدفی که مانند داستان الاغ و هویج هرگز در دسترس مردم نیست! شعارهایی مانند عدالت اجتماعی ، کمک به مناطق محروم ، افزایش سهم بخش خصوصی ، بازسازی صنایع و کاهش شمار بیکاران تنها  تعدادی از این مکررات است. شعار هایی که در واقع هویج ملت بیچاره ایران برای سواری گرفتن ازایشان  است.
 با توجه به اینکه تنها ده سال به سال 1404 باقیست بنظر می رسد برنامه ی ایران 1400 هم از همین الان شکست خورده است. چیزی که در این برنامه ها بخوبی به چشم می خورد تکرار مکررات است. یعنی هدفی که مانند داستان الاغ و هویج هرگز در دسترس مردم نیست! شعارهایی مانند عدالت اجتماعی ، کمک به مناطق محروم ، افزایش سهم بخش خصوصی ، بازسازی صنایع و کاهش شمار بیکاران تنها  تعدادی از این مکررات است. شعار هایی که در واقع هویج ملت بیچاره ایران برای سواری گرفتن از ملت است.
با توجه به اینکه تنها ده سال به سال ۱۴۰۴ باقیست بنظر می رسد برنامه ی ایران ۱۴۰۰ هم از همین الان شکست خورده است. چیزی که در این برنامه ها بخوبی به چشم می خورد تکرار مکررات است. یعنی هدفی که مانند داستان الاغ و هویج هرگز در دسترس مردم نیست! شعارهایی مانند عدالت اجتماعی ، کمک به مناطق محروم ، افزایش سهم بخش خصوصی ، بازسازی صنایع و کاهش شمار بیکاران تنها تعدادی از این مکررات است. شعار هایی که در واقع هویج ملت بیچاره ایران برای سواری گرفتن از ایشان است.

سخن پایانی ؛ برنامه عملی

بهترین برنامه عملی برای توسعه اقتصادی ایران حذف آخوند و بنگاههای مذهبی است که بسان انگل بیشتر بودجه مملکت را یا خود می بلعند و یا صرف اعراب شیعه ی منطقه می نمایند.
سقوط رژیم دزد و جایتکار جمهوری اسلامی بهترین برنامه ی اقتصادی برای ایران است. شکی نیست که با ایجاد رژیمی سکولار و غیر دینی که حقوق بشر را در ایران باجرا بگذارد ، ایران خودبخود به بهترین کشور منطقه بدل خواهد شد و نیازی به کاغذ بازی و ابلاغ این برنامه های مسخره ی توسعه ی آخوندی نیست.

۱۳۹۱ آبان ۱۲, جمعه

همسریابی حضوری در حسینیهٔ مسجد !

 



برای اولین بار در ایران :همسریابی حضوری در حسینیهٔ مسجد!
منتظر قدوم مبارک متفکرانی که میخواهد در خط مقدم جبهه و مورد عنایت امام زمان قرار گیرند هستیم.